معنی اکباش
5 بازدید
[ اَ ] (ع ص) ثوب اکباش؛ جامه ای که رشته اش دوباره ریسند. (ناظم الاطباء). جامهٔ هیچکاره. (ناظم الاطباء). || (اِ) جِ کَبْش. (منتهی الارب). جِ کبش به معنی قچقار است و آن در سال چهارم باشد. (آنندراج). جِ کَبْش. (اقرب الموارد). و رجوع به کَبْش شود.
کلمات همقافیه با «اکباش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر