معنی اکام
5 بازدید
[ اِ ] (ع اِ) خوی گیر. (ناظم الاطباء). || جِ اَکمَة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). جِ اَکَم. سنگلاخها. (یادداشت مؤلف). و رجوع به اکمة شود.[ اُ ] (اِخ) نام کوهی. (ناظم الاطباء) (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «اکام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر