معنی اکالة
8 بازدید
[ اَکْ کا لَ ] (ع ص) اکاله. بسیارخورنده. (آنندراج) (غیاث اللغات). || خورندهٔ عضو. هرچه بسبب افراط تحلیل و جلا و تفریق نفوذ نقصان جوهر عضو نماید. (از تحفهٔ حکیم مؤمن). تأنیث اکال: ادویهٔ اکاله. اخلاط اکاله. مرهم اکالة. (از یادداشت مؤلف). - داروهای اکاله؛ داروها و مواد شیمیایی سوزاننده. داروهای تلخ و زننده. داروهای تحلیل برندهٔ انساج که غالباً سمی هم می باشند از قبیل نیترات دارژان و آمونیاک و غیره. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به اکال شود.
کلمات همقافیه با «اکالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر