معنی اکار
6 بازدید
[ اَ کْ کا ] (ع ص، اِ) کشاورز و زارع. ج، اَکَرَة. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). برزگر. یعنی مزارع، ای دهقان که زراعت کند. (از غیاث اللغات) (از آنندراج). برزگر. ج، اکارون. (مهذب الاسماء) کشاورز. زارع. برزگران. حراث. (یادداشت مؤلف): این مبلغ بر اکرهٔ خود قسمت نمودند به محاسبهٔ هر هزار دینار یکدینار و نیم، بعضی اکار ملزم آن می شد. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۱۶۶).[ اِ ] (اِخ) ژان. شاعر و مؤلف درام نویس فرانسوی عضو آکادمی فرانسه متولد به سال ۱۸۴۸ و متوفی به سال ۱۹۲۱م. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «اکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر