معنی اژهن
5 بازدید
[ اَ هَ ] (ص) مردم بیکار و مهمل و باطل. (اوبهی) (برهان). اژهان. (برهان). اژگهان. (شعوری). اژکهن. جمند. (جهانگیری).
کلمات همقافیه با «اژهن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هن» برای سرودن شعر