معنی اژه
4 بازدید
[ اُ ژِ ] (اِخ) یا اژیهٔ دانمارکی. قهرمان سرودهای حماسی (قرن هشتم میلادی). او یک شخصیت افسانه ای است که پسر یکی از شاهان دانمارکش میدانند در زمان شارلمانی کبیر. (از لاروس).[ اِ ژِ ] (اِخ) پسر پاندیُن پادشاه اثینه. برادرزادگان وی، پالانتیدها (پسران پالاس) وی را از تاج و تخت برکنار کردند، ولی اژه بیاری فرزند خود تِزِه بر آنان غلبه کرد و بتاج و تخت خود بازرسید. وی چون بخطا چنین پنداشت که مینتور تزه را بلعیده، خود را در دریائی که بنام او به بحر اژه معروف است، غرقه کرد. رجوع به ایران باستان ص ۷۳۱ شود.[ اِ ژِ ] (اِخ) (دریای...) نام قدیم دریای الجزایر. رجوع به ایران باستان ص ۵۱۶ و ۵۹۴ و ۷۲۸ و ۹۴۱ و ۱۱۹۲ و ۲۱۰۴ شود.[ اَ ژَ / ژِ ] (اِ) آهک. کلس. (برهان) (جهانگیری). نوره. (جهانگیری) (برهان).
کلمات همقافیه با «اژه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژه» برای سرودن شعر