معنی اژندیدن
6 بازدید
[ اَ ژَ دی دَ ] (مص) گل و ملاط میان دو خشت و جز آن گستردن، پیوستن آن دو را. آژندیدن.
کلمات همقافیه با «اژندیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر