معنی اویس

معنی اویس

4 بازدید
[ اُ وَ ] (ع اِ) گرگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (شرفنامهٔ منیری). یکی از نامهای گرگ است که به عربی ذئب گویند. (برهان).
[ اُ وَ ] (اِخ) نام ولیی که از قرن بوده. (شرفنامهٔ منیری) (برهان). رجوع به اویس قرنی شود.
[ اُ وَ ] (اِخ) (شیخ...) ابن شیخ حسن دومین از آل جلایر (۷۵۷ هـ . ق. تا ۷۷۷ هـ . ق.): من از جان چاکر سلطان اویسم اگر چه یادش از چاکر نباشد.حافظ. در هر یک از دو خانوادهٔ آل مظفر، ملوک فارس و جلایریان، ملوک بغداد سلطان اویس نامی بوده است که هر دو معاصر خواجه و هر دو ممکن است ممدوح خواجه در این غزل باشند و قرینه ای بر تعیین هیچکدام در این غزل موجود نیست. (قزوینی). و رجوع به ترجمهٔ طبقات سلاطین اسلام لین پول شود.
[ اُ وَ ] (اِخ) از خاندان بادوسپان (۹۷۳ - ۹۷۵ هـ . ق.) که در نور مازندران حکومت داشت. (التدوین).

کلمات هم‌قافیه با «اویس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید