معنی اومید
6 بازدید
[ اُ / او ] (اِ) امید و رجا. (ناظم الاطباء): جز این بودم اومید جز این داشتم الجخت ندانستم کز دور گواژه زندم بخت.کسایی. نومید مشو اگر چه اومید نماند کس در غم روزگار جاوید نماند. (از سندبادنامه). به اومید رفتم بدرگاه اوی اومید مرا جمله بیواز کرد.بهرامی.
کلمات همقافیه با «اومید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر