معنی اولجامیشی
6 بازدید
[ اُ ] (ترکی، اِ) اولجامشی. - اولجامیشی کردن؛ تعظیم و کرنش کردن : در آن منزل امیر ارغون با عموم اکابر و اعیان و صدور خراسان برسید و اولجامیشی کردند. (رشیدی).
کلمات همقافیه با «اولجامیشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر