معنی اولا
6 بازدید
[ اَ ] (ع ن تف) سزاوارتر. (ناظم الاطباء). رجوع به اولی شود.[ اَوْ وَ لَنْ ] (ع ق) نخستین. (ناظم الاطباء). در اول، پیش از همه : گرت باید که سست گردد زه اولاً پوستین بگازر ده.سنایی. نغمه های اندرون اولیا اولاً گوید که ای اجزای لا.مولوی. بسیار کسان که جان شیرین در پای تو ریزد اولاً من.سعدی.
کلمات همقافیه با «اولا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر