معنی اوقیمون
5 بازدید
[ اَ ] (اِ) اوقیمن. بادروج. حوک. رجوع به اوقیمن شود.
کلمات همقافیه با «اوقیمون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر