معنی اوقل
6 بازدید
[ اَ قَ ] (ع ن تف) برکوه برآینده تر: هو اوقل من غفر؛ او از بزغالهٔ کوهی بر کوه بهتر بالا میرود. (ناظم الاطباء): اوقل من وغل. (از مجمع الامثال میدانی).
کلمات همقافیه با «اوقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر