معنی اوفکندن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص) افکندن : سهم تو اوفکند به پیکان بید برگ بر پیکر معاند تو لرزه چون پده.نزاری.
کلمات همقافیه با «اوفکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر