معنی اوفاض
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ وَفْض. || جِ وَفَض. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). به معنی شتاب و شتابی، یقال لقیته علی اوفاض. (منتهی الارب). || گروه مردم یا گروه مردم از هر جنس یا از هر قبایل درآمیخته همچو اصحاب صفه که در پیشگاه مسجد نبی (ص) میبودند یا گروه مردم که با هریکی خریطه ای باشد جهت طعام، و در حدیث است: انه امر بصدقة ان توضع فی الاوفاض؛ ای اهل الصفة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اوفاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر