معنی اوف
54 بازدید
(اِ صوت) علامت اظهار درد است خاصه در سوختگی و خلیدن خار یا سوزن و امثال آن بر تن. (یادداشت مؤلف). اُخ. اُف.[ اَ ] (ع مص) آفت رسیدن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). زحمت و آفت رسیدن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر