معنی اوغروق
6 بازدید
(مغولی، اِ) اغرغ. (ناظم الاطباء). آغروق. بنه. سازوبرگ. (سبک شناسی ج ۳): و هولاکو در مرغزار زکی از حدود همدان آغروقها را رها کرد. (جامع التواریخ رشیدی).
کلمات همقافیه با «اوغروق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر