معنی اوضاع
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ وضع. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). حالها. (آنندراج). احوال. رجوع به وضع شود. - اوضاع زندگی؛ اسباب زندگی و برگ و ساز. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اوضاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر