معنی اوشین
7 بازدید
[ اَ ] (اِ) مرزنجوش صحرایی. || آلتی از چوب و مانند پنجه و دسته دار به بزرگی پارو که خرمن کوبیده را بدان باد دهند و کاه را از دان سوا نمایند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اوشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر