معنی اوشن
5 بازدید
[ اَ شَ ] (ع اِ) آنکه با دیگری بیامیزد و بنشیند با وی و بخورد طعام وی را. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). آنکه بنزد کس آید و بر سفرهٔ او نشیند و با وی طعام خورد. (از اقرب الموارد).[ اِ شِ ] (اِ) کاکوتی و آن گیاهی است که بعربی سعتر بری خوانند. (هفت قلزم). آویشن.
کلمات همقافیه با «اوشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر