معنی اوشان
6 بازدید
[ اَ / اُو ] (نف مرخم) افشان، که پاشیدن و افشاندن باشد. (آنندراج) (برهان) (انجمن آرا).(اِ) به معنی آنهاست که جمع غایب باشد. (برهان). او. آنها: خوبان همه سپاهند اوشان خدایگان است مرنیکبختیم را بر روی او نشان است. رودکی.(اِخ) دهی است جزء دهستان رودبار قصران بخش افجه شهرستان تهران. آب آن از چشمه سار و رودخانهٔ جاجرود و آهار و محصول آنجا غلات، میوجات مختلف، قلمستان، سیب زمینی و عسل است. ساختمان دبستان آن از بناهای سلطنتی است. تابستان حدود ۵۰ خانوار از شهر برای هواخوری در این ده ساکن میشوند. دو مهمانخانه و چندین دکان مختلف دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «اوشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر