معنی اوسون
5 بازدید
[ اَ / اُو ] (اِ) افسون و آن خواندن کلماتی باشد مر عزائم خوانان و ساحران را بجهت حصول مقاصد خود و رام کردن جانوران. (ناظم الاطباء) (برهان) (هفت قلزم). جادو و سحر. (از ناظم الاطباء). حیله و تزویر. (برهان) (هفت قلزم).
کلمات همقافیه با «اوسون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر