معنی اوری
7 بازدید
[ اَ را ] (ع ن تف) نعت تفضیلی است از وری. آتش افروخته تر. و در این شاهد ترکیب کنایی است یعنی کسی که مهمان بیشتر بخانهٔ او فرود می آید: اعز الوری جاراً و احماهم حمی و اوراهم زنداً و ابسطهم یداً. (از تاریخ بیهق).(اِ) نوعی مازو را نامند. (گل گلاب). گونه ای از بلوط و نام اوری را در درفک و جواهردشت رامسر بدان دهند. گوری (رامسر)، اورو (شفارود)، پاچه مازو (لاهیجان)، ترش مازو (گرگان) و پالط (ارسباران). این درخت در ارتفاعات ۱۸۰۰گزی زرین گل تا ۲۴۰۰ گزی کلاردشت هست. رجوع به بلوط شود.(اِخ) ایالت (MMM کانتون) با مساحت ۱۰۷۵ کیلومتر مربع و جمعیت ۲۸۵۵۶ تن از کشور سویس. کرسی آن آلتدورف. قسمت آلپی آن یخچالهای طبیعی و مراتع دارد. رود ویس در آن سرچشمه میگیرد و دره اش جنگلی و چمن زار است. وقایع افسانه تل در اینجا روی داده. در ۱۲۹۱م. اوری و شویتس و اونتروالدن اتحادیه ای تشکیل دادند که هستهٔ مرکزی کشور سویس شد. (دایرةالمعارف فارسی).
کلمات همقافیه با «اوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر