معنی اورنگی
5 بازدید
[ اَ رَ ] (ص نسبی) منسوب به اورنگ. || (اِ) نام پرده ای است از موسیقی. (آنندراج) (برهان) (انجمن آرا) (مؤید الفضلا). نام لحن سیم از سی لحن باربد. (آنندراج) (برهان) (مؤید الفضلا): چو ناقوسی و اورنگی زدی ساز شدی اورنگ چون ناقوسش آواز. نظامی (از انجمن آرا)
کلمات همقافیه با «اورنگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر