معنی اورندیدن
6 بازدید
[ اَ رَ دَ ] (مص) فریبانیدن. (از آنندراج) (انجمن آرای ناصری). مکر و حیله کردن. (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (برهان). خدعه نمودن. (از ناظم الاطباء). فریب دادن. (برهان): ز روز واپسین آن کش خبر نیست جز اورندیدنش کار دگر نیست.ابوشکور.
کلمات همقافیه با «اورندیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر