معنی اورنجن
6 بازدید
[ اَ رَ جَ ] (اِ) میلی باشد از طلا و نقره و امثال آن که زنان بر دست و پای کنند. آنچه در دست کنند دست اورنجن و آنچه در پای کنند پای اورنجن خوانند. (برهان) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اورنجن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر