معنی اوحدی مراغی
5 بازدید
[ اَ حَ یِ مَ ] (اِخ) اوحدالدین بن حسین از مردم مراغه و نشأت او در اصفهان بوده است. از مشاهیر شعرا و عرفای ایرانی است. در عهد ارغون خان مغول تبرز یافت و از اوحدی کرمانی کسب کمال کرد. دیوانی مرتب مشتمل بر ۱۵ هزار بیت از قصائد و غزلیات و قطعات و ترجیعات دارد. مثنوی متصوفانه ای موسوم به جام جم از اوست که بطرز حدیقهٔ حکیم سنایی سروده و مشتمل بر پنجهزار بیت و حاوی لطائف شعر و معارف صوفیه است و در سال ۷۳۳ هـ . ق. از آن فراغت یافته است. از اوست: زین جامه ها چه فایده چون میکند اجل زین پرده ها چه سود که بر ما همی درند کمتر ز مور و مار شمار آن گروه را کز بهر مور و مار تن خویش پرورند. و نیز: اوحد دم دل میزنی اما دل کو عمری است که راه میروی منزل کو تا چند زنی لاف ز زهد و طامات هفتادودو چله داشتی حاصل کو. مؤلف مجمع الفصحاء فوت او را ۵۵۴ هـ . ق. مؤلف تذکره دولتشاهی ۶۷۷ و سفینةالشعرا ۶۹۷ و قاموس الاعلام ۷۳۸ نقل کنند. در مجالس المؤمنین پس از نقل تاریخ تذکرهٔ دولتشاهی گوید تاریخ مذکور محل نظر است و اوحدی زمان سلطان ابوسعید چنگیزی را که بعد از سلطان محمد خدابنده پادشاه شده درک کرده و در کتاب جام جم فصلی در مدح او گفته و خود در تاریخ اتمام جام جم گفته: چون ز تاریخ برگرفتم فال هفتصد رفته بود و سی وسه سال که من این نامهٔ همایون فر عقد کردم بنام این سرور چون بسالی تمام شد بدرش ختم کردم بلیلةالقدرش. پس گوید قبر اوحدی در مراغهٔ تبریز است و تاریخ او در آنجا ۷۳۸ هـ . ق. است. رجوع به مجمع الفصحاء و سفینه الشعراء و طرایق الحقایق و الذریعه و قاموس الاعلام و ریحانة الادب شود.
کلمات همقافیه با «اوحدی مراغی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غی» برای سرودن شعر