معنی اوحاش
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ وحش. گرسنگان. (منتهی الارب). بات اوحاشا، ای جیاعاً؛ گرسنه شب بگذاشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اوحاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر