معنی اوثان
5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ وَثَن. بت ها. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج). اصنام. (ترجمان القرآن): چو بردارد ز پیش روی اوثان حجاب ماردی دست برهمن.منوچهری. شمشهای زر از قدود بدود و اجسام اصنام و ابدان اوثان فرومیریختند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). به شرع عابد اوثان اگر بباید کشت مرا چه حاجت کشتن که خود وثن بکشد. سعدی.
کلمات همقافیه با «اوثان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر