معنی اوبه
6 بازدید
[ بَ ] (ترکی، اِ) پشته و توده. (آنندراج از فرهنگ وصاف).[ بِ هْ ] (اِخ) بضم اول و سکون ثانی مجهول و کسر ثالث و ظهور هاء نام قریه ای است از قرای هرات و نزدیک بدان. (برهان) (آنندراج) (حبیب السیر چ قدیم ج ۱ ص ۳۷۹). و در معجم البلدان بفتح همزه ضبط شده و نسبت بدان اوبهی است. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «اوبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر