معنی اوباشان
5 بازدید
[ اَ ] (نف، ق) در حال اوباشتن. رجوع به اوباشتن شود. || (اِ) جِ فارسی اوباش.
کلمات همقافیه با «اوباشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر