معنی اواه
6 بازدید
[ اَ ] (اِ) آواه و انعکاس آواز و صدا. (ناظم الاطباء).[ اَوْ وا ] (ع ص) بسیار آوه کننده از ترس خدای. (ترجمان علامهٔ جرجانی، ترتیب عادل). آنکه آه بسیار کند. (از مهذب الاسماء). دعاخواننده بزاری و مؤمن و نرم دل و آه کننده و کسی که بزبان حاجت ندارد و هرچه کند بدل کند. (از آنندراج) (غیاث اللغات). مرد با یقین و نرم دل و بسیاردعا و زاری کننده از بیم خدای عزوجل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ج، اواهون. (از مهذب الاسماء). || فقیه و مؤمن بزبان حبشه. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).[ اَ وْ وا ] (اِخ) لقب حضرت ابراهیم خلیل : باد آهی کابر اشک چشم راند مر خلیلی را بدان اواه خواند.مولوی.
کلمات همقافیه با «اواه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر