معنی اوانی
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ آنیه، و آنیه جِ اِناء. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ظروف و آوندها. (غیاث اللغات) (از ناظم الاطباء) (آنندراج): مرا شاد کردی و آباد کردی سرای من از فرش و مال و اوانی.فرخی. بر مفرش پیروزه بشب شاه حلب را از سوده و پاکیزه بلور است اوانیش. ناصر خسرو. هم ز انواع اوانی بی عدد کانچنان در بزم شاهنشه سزد.مولوی. رجوع به اناء و آنیه شود.[ اَ نی ی ] (ص نسبی) منسوب است به اوانا که قریه ای است در ده فرسنگی بغداد. (الانساب سمعانی). رجوع به اوانا شود.
کلمات همقافیه با «اوانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر