معنی اهمام
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) غمناک کردن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی) (المصادر زوزنی) (از آنندراج). اندوه گین گردانیدن. || بی آرام کردن کسی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بی آرام کردن کار کسی را. (آنندراج). || سخت پیر شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ اَ ] (ع اِ) جِ هِمّ، به معنی پیر فانی باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اهمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر