معنی اهمال ورزیدن
4 بازدید
[ اِ وَ دَ ] (مص مرکب) غفلت و تهاون و سستی کردن و فروگذار کردن : یکی میگفت گناه تست که از پاس آن اهمال ورزیدی. (منتخب لطایف عبید زاکانی چ برلن ص ۱۶۳).
کلمات همقافیه با «اهمال ورزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر