معنی اهل دیده
4 بازدید
[ اَ لِ دی دَ / دِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) اهل بصیرت : گر دیده یک اهل دیده بودی دل مژده پذیر دیده بودی.خاقانی.
کلمات همقافیه با «اهل دیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر