معنی اهل حق
7 بازدید
[ اَ لِ حَ ق ق ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آن که پیرو حق است. || قومی که با حجت و برهان خود را بدانچه در پیش خدایشان حق است نسبت کنند. و آن اهل سنت و جماعت اند. (از تعریفات جرجانی).[ اَ لِ حَ ق ق ] (اِخ) نامی است که نُصَیریان یعنی علی اللهیان بخود دهند. نصیری. علی اللهی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «اهل حق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حق» برای سرودن شعر