معنی اهل تمیز
5 بازدید
[ اَ لِ تَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) مُمَیِّز. باهوش. باخرد. هوشمند: تفاوت میان ملاحظت دوستان و نظرت دشمنان ظاهرست و پوشانیدن آن بر اهل تمیز متعذر. (کلیله و دمنه). یکی از بزرگان اهل تمیز حکایت کند ز ابن عبدالعزیز.سعدی. و رجوع به اهل و ترکیبات آن شود.
کلمات همقافیه با «اهل تمیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر