معنی اهلوب
5 بازدید
[ اُ ] (ع اِ) حال. گونه. ج، اهالیب. (منتهی الارب).[ اِ لَ ] (اِ) بلغت ژند و پاژند بهشتی را گویند که در مقابل دوزخی است. اهلبوب. (هفت قلزم). هزوارش و مصحف اهلنوب. و رجوع به اهلبوب شود.
کلمات همقافیه با «اهلوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر