معنی اهلال
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) آواز برداشتن. (المصادر زوزنی) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). برداشتن تلبیه گوی و جز آن آواز را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بلند گفتن حاج لبیک را و بلند گفتن نام خدا در وقت ذبح کردن. (آنندراج). و منه قوله تعالی : {/Bوَ مََا أُهِلَّ لِغَیْرِ اَللََّهِ بِهِ.۹-۱۴۵:۳/} (قرآن ۵/۳)؛ ای نودی علیه بغیر اسم اللََّه. (ناظم الاطباء). || برآمدن ماه نو. || به آواز گریستن کودک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || کشتن بشمشیر کسی را. || بریدن بشمشیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || بسوی کام برداشتن تشنه زبان را تا ریق گرد آید. (منتهی الارب) (آنندراج). || هلال ماه دیدن. ماه نو دیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بسوی هلال نگاه کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ماه نو دیدن. (تاج المصادر بیهقی) (مؤید).
کلمات همقافیه با «اهلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر