معنی اهلاس
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) سست خندیدن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پنهان خندیدن. (تاج المصادر بیهقی). || پنهان کردن سخن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || نهان راز گفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). راز کردن. (آنندراج). پنهان راز گفتن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «اهلاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر