معنی اهزع
7 بازدید
[ اَ زَ ] (ع ص، اِ) پسین تیر که در کیش ماند، ردی باشد یا جید. یا آن بهترین تیرها باشد که جهت شداید و پیکار سخت نگاه دارند، یا ردی تر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). آخر تیر که در جعبه بماند. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). || بمعنی کسی: یقال ما فی الدار اهزع (ممنوعاً من الصرف)؛ یعنی کسی در سرای نیست. || شی ء. چیز: یقال ماله اهزع؛ ای شی ء. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اهزع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زع» برای سرودن شعر