معنی اهراق
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ریختن آب و خون و جز آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ریختن آب. (آنندراج). صب. اراقه. ریختن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). - اهراق دم؛ ریختن خون. اراقة دم.
کلمات همقافیه با «اهراق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر