معنی اهدل
6 بازدید
[ اَ دَ ] (ع ص) شتر آونگان لفج (لب گنده و سطبر و کلفت). (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): مشفر اهدل؛ لفج آونگان. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). بزرگ لب. مؤنث آن، هدلاء. ج، هدل. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). آویخته لب. (المصادر زوزنی). رجوع به النورالسافر ص ۴۴۷ شود.
کلمات همقافیه با «اهدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر