معنی اهدار
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) باطل کردن خون. (المصادر زوزنی). رایگان و مباح گردانیدن خون را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). باطل و مباح کردن خون را. (آنندراج). خون باطل کردن. (تاج المصادر بیهقی). || باطل کردن حق. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «اهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر