معنی اهداء
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) هدیه فرستادن و دادن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هدیه و تحفه فرستادن. (غیاث اللغات) (آنندراج). هدیه فرستادن. (تاج المصادر بیهقی) (مجمل). || فرستادن عروس را بخانهٔ شوی. (منتهی الارب) (آنندراج). فرستادن بیوک را بخانهٔ شوی. و به این دو معنی اخیر ناقص یایی است. (از ناظم الاطباء). || دست زدن کودک را تا بخواب شود. || آرام دادن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گوژپشت گردانیدن پیری کسی را. || آماسیده دوش گردانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). بسیار آماسیدن. (تاج المصادر بیهقی). || قربانی بحرم فرستادن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «اهداء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر