معنی اهتماش
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بهم دررفتن مردمان و مانند آن. (المصادر زوزنی). آمیخته شدن. || آمدن و شدن. || پیش و پس رفتن مردم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || زیر و زبر شدن ملخ. (منتهی الارب). || نرم رفتن ستور و ملخ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). آهسته رفتن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «اهتماش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر