معنی اهتداء
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) راه راست یافتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی). راه راست باز یافتن. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی). راه راست گرفتن. مهتدی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). - اهتداء جستن؛ راه راست را جستجو کردن : چون شمارندم امیر و مقتدا سرنهندم جمله جویند اهتدا.مولوی. || راه برداری. ارشاد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). - علم الاهتداء بالبراری و الاقفار؛ علمی است که بوسیلهٔ آن در صحاری وبیابانها راه را یابند. یا علمی است که با آن بدون کمک از نشانه های ظاهری به احوال امکنه معرفت پیدا کنند. و این آشنایی با کمک وسائل مخفی حاصل شود و این علم جز برای کسانی که در شناختن بوی خاکها و موقع ستارگان تمرین دارند تحقیق نیابد. زیرا هر نقطه از زمین بویی خاص و هر ستاره ای را سمتی معین است که می توان با کمک آن راه را شناخت و جای را تشخیص داد. چنانکه در قرآن آمده است:{/B «وَ هُوَ اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اَلنُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهََا فِی ظُلُمََاتِ اَلْبَرِّ وَ اَلْبَحْرِ۱-۱۳۶:۹۷/} (قرآن ۶/۹۷)». و این علم را سودی بزرگ است. (از کشف الظنون). || بشوهر فرستادن عروس را. || پیشرو شدن و سبقت گرفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «اهتداء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر