معنی اهالة
5 بازدید
[ اِ لَ ] (ع اِ) پیه. پیه گداخته یا زیت یا هرنان خورش از قسم روغن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). مأخوذ از هیل. ج، اهالات. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). صاحب بحرالجواهر، در کلمهٔ آرد هانجه آرد: شوربائی غلیظ است مانند عصیده که از آرد و اهاله سازند و اهاله روغن بود که از کرهٔ گداخته گیرند. (بحر الجواهر). چربش گوشت و پیه گداخته. (مؤید الفضلاء). || (ع مص) فروریختن خاک و ریگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). فروریختن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «اهالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر