معنی ان شاء اللََّه

معنی ان شاء اللََّه

8 بازدید
[ اِ ئَلْ لاه ] (ع جملهٔ فعلیهٔ شرطیة) کلمهٔ غیرموصول که در مقام استقبال کارها استعمال می کنند؛ یعنی اگر بخواهد خدا. (ناظم الاطباء). اگر خدای خواهد. اگر خواهد. بخواست خدا. (یادداشت مؤلف): قاف تا قاف همه ملک جهان زان تو باد خود همین دان که بود ارجو ان شاءاللََّه. منوچهری. || در تداول فارسی زبانان بجای آمین استعمال شود. (یادداشت مؤلف). چنانکه در تداول عامه پس از دعایی که کسی کند مصاحبش گوید ان شاءاللََّه ان شاءاللََّه : به خراسان شوم ان شاء اللََّه چون خور آسان شوم ان شاء اللََّه... چشم یارم همه بیماری و باز همه درمان شوم ان شاء اللََّه. خاقانی. - ان شاء اللََّه گفتن؛ بزبان آوردن ان شاءاللََّه. استثناء. و رجوع به استثناء شود. - امثال: ان شاءاللََّه گربه است. (از امثال و حکم مؤلف). و رجوع به همین کتاب شود.

کلمات هم‌قافیه با «ان شاء اللََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید